هر اقدامی جهت کوانتش گرانش منجر به ناهنجاریهایی می شد که کل نظریه را خراب می کرد. نظریه های ابرگرانش و ابرریسمان و نیز مدل دیگری بنام گرانش کوانتومی حلقوی (Loop Quantum Gravity) از معروفترین تلاشهای انجام گرفته در این راه هستند. هرچند ابرگرانش در داخل نظریۀ M لحاظ می شود ولی گرانش کوانتومی حلقوی ساختار متفاوتی دارد. هر دو رهیافت دارای ویژگیهای مثبت و منفی بسیاری هستند ولی محققین گرانش کوانتومی حلقوی در مقابل ابرریسمان جزء اقلیت به حساب می آیند.( در مورد ایراداتی که طرفداران دو گروه بهم وارد می کنند مقاله ای خواندنی از یکی از افراد شاخص نظریۀ گرانش حلقوی، کارلو روِلی، موجود است که به سبک کتاب گالیله( گفتگو در مورد دو علم جدید)، به شکل یک گفتگو نوشته شده است. البته یادمان باشد که نویسنده از طرفداران گرانش حلقوی است ولی ایرادها بسیار جالب است.
موفقیت عظیم نظریۀ میدانهای کوانتومی و جو حاکم، ناخودآگاه آدمی را به یاد هندسی کردن پس از نسبیت عام می اندازد. نظریه های فوق هم، مثل نسبیت و حتی بیشتر از آن قرین موفقیت بودند. ولی واقعاً چرا باید چنین اصراری برای کوانتش گرانش وجود داشته باشد؟ آیا بهتر نیست احتمالات و امکانات دیگری را بررسی کنیم؟ آیا صَرف چنین انرژی عظیمی در طول بیش از یک نسل از بهترین فیزیکدانان نظری برای وحدت میدان گرانشی با میدانهای دیگر از طریق کوانتش آن معقول بوده است؟ اگر چنین انرژی ای صرف بررسی زیر ساخت های دیگر فیزیک بود بهتر نبود؟ شاید دینامیکی فراتر از آنچه که نظریۀ کوانتومی فراهم آورد برای چنین تلاشی لازم باشد. شاید کلید حل مسئله در جای دیگری باشد. درست است که همیشه احتمالات وجود دارد و ما چاره ای نداریم بجز آنکه به آنچه که داریم اتکاء کنیم ولی یادمان باشد هنوز مجهولات ما در فیزیک به پایان نرسیده اند. هنوز جاهایی هست که به خاطر مُدگرایی مغفول مانده اند، در حالی که همه به دنبال سودای "نظریه ای برای همه چیز" (Theory of everything )هستیم. اگر نظریۀ میدان کوانتومی و تلاشهای گروه فیزیکدانان دست اندرکار آن رخ نمی داد احتمالاً هنوز هم در حال هندسی کردن الکترومغناطیس بودیم! یاد آن درس بزرگ دوران هندسی کردن پس از نسبیت عام بیفتیم، اینکه " اگر هندسی کردن در جایی خوب بود دلیلی ندارد همه جا خوب باشد" و آنرا اینگونه برای کوانتش بازنویسی کنیم که: " اگر کوانتش در جایی خوب بود دلیلی ندارد همه جا خوب باشد".
===========================================
در اینجا تصاویر تعدادی از دانشمندانی را که در سری مطالب "نظریهء ریسمان و گرانش کوانتومی - نگاهی دیگر" به آنها اشاره شد برای علاقه مندان می آورم. تعدادی از تصاویر را از سایت دانشگاه پرینستون آورده ام.در مورد کارهای این افراد قبلاْ توضیح داده شده است(مثلاْ در ضمائم این سری مطالب). اسامی افراد در توضیح تصاویر از راست به چپ است.

جان شوارتز و مایکل گرین که با ارائهء ابرریسمان، انقلاب اول ابرریسمان را شکل دادند.
جوزف پولچینسکی و ادوارد ویتن. ویتن را می توان تاثیرگذارترین شخص در این نظریه و از بزرگترین فیزیکدانان نظری دوران معاصر دانست. بدون اغراق، معمولاْ در هر زمینه ای که وارد شده است موج جدید و تحولی در آن شاخه ایجاد کرده است.او برندهء نشان فیلدز بوده و با ارائهء ایدهء نظریهء M، بوجود آورندهء انقلاب دوم ابرریسمان است. پولچینسکی مبدع D-Brane بوده و از بزرگان این نظریه است.
===========================================
کامران وفا بدون شک از شاخصترین افراد در این نظریه است. او در عموم قسمتهای نظریهء ریسمان تاثیرگذار بوده است و البته کار مشترک او و اندرو استرومینگر در شمارش حالات کوانتومی نوعی از سیاهچاله ها و بدست آوردن رابطهء هاوکینگ - بکنشتاین از طریق نظریهء ریسمان از معروفترین کارهای اوست.
===========================================
اندرو استرومینگر و خوان مالداسینا. به کار استرومینگر در بالا اشاره شد. مالداسینا مبدع ایدهء تناظر بین فضای آنتی دوسیته و نظریه میدان همدیس (correspondence ADS/CFT ) است که قبلاْ توضیح داده ام.
===========================================

دیوید گراس و فرانک ویلچک از بزرگان ذرات بنیادی و برندگان نوبل ۲۰۰۴ در زمینهء QCD (همراه با دیوید پولیتزر) هستند. دیوید گراس در نظریهء ریسمان نیز تاثیرگذار بوده است و در ارائهء ریسمان هتروتیک (ریسمانی که حالات چپگرد و راستگرد را جدا می کند) سهیم می باشد.
با ظهور درخشان نظریۀ کوانتومی و فرزند خلف آن، مکانیک کوانتومی نسبیتی و اخلاف بعدی آن یعنی نظریۀ میدان کوانتومی و نظریه های پیمانه ای و نتایج بسیار موفق آنها، همه به فکر کوانتش (Quantization) و پیمانه ای کردن (Gauging) همه چیز افتادند. برخی از نتایج بدست آمده از نظریۀ میدان کوانتومی آنچنان با تجربه همخوانی دارند که جزء دقیقترین نتایج در فیزیک به حساب می آیند. نمونۀ آن انتقال لمب (Lamb shift) در اتم هیدروژن است که نتایج تجربی تا 11 رقم معنی دار با نظریه همخوانی داشته اند. این نکته را باید بیافزایم که این محاسبات به مدد فرآیندی به نام بازبهنجارش (Renormalization) انجام می شود که هرچند ممکن است از منظر ریاضی چندان زیبا به نظر نرسد، ( دیراک که اصلاً آنرا اقناع کننده و زیبا نمی دانست) ولی باید بپذیریم که از منظری فیزیکی زیبا و شگفت انگیز هستند زیرا به خوبی طبیعت را توصیف می کنند و چه چیزی مفتون کننده تر از این است که شما جهانی را فهم می کنید که در ساخت آن نقشی نداشتید (ر.ک: نامفهومترین مفهوم). همین موضوع در مورد نظریه های پیمانه ای هم صادق است. این نظریه ها بر اساس نظریۀ میدان کوانتومی ساخته می شوند و این شرط در آنها لحاظ می شود که باید ساختار نظریه تحت تقارنهای خاصی که تقارن پیمانه ای نامیده می شود بدون تغییر بماند. بطور مثال در نظریۀ میدان پیمانه ای الکترومغناطیسی، که آنرا الکترودینامیک کوانتومی ( [1](QEDمی نامند ، این تقارن از نظر مفهومی مانند تعریف مجدد بار الکتریکی است که بقاء بار الکتریکی از آن ناشی می شود. در این نظریه ها یک تابع لاگرانژی نوشته می شود که از میدانهای موجود در نظریه و مشتقات آنها ساخته می شود. ناوردایی ( یعنی بی تغییر ماندن) نظریه تحت تبدیلات پیمانه ای، به معنای ناوردایی لاگرانژی تحت این تبدیلات است. چنانچه نظریه ای تحت تبدیلات پیمانه ای خاصی ناوردا باشد آنگاه می گوییم که تقارن پیمانه ای دارد. از دل این موضوع نتایجی بدست می آید که یکی از آنها وجود ذرات واسطه ای (بنام بوزونهای پیمانه ای) است که اثر میدان را منتقل می کنند. در واقع وجود آنها برای ناوردایی نظریه لازم است. یک نمونه از این ذرات، فوتون است که واسطۀ میدان الکترومغناطیسی است.

عبدالسلام واینبرگ
در دهۀ 1960 استیون واینبرگ[2] و محمد عبدالسلام[3] بر اساس این ایده مدلی را برای وحدت دو میدان الکترومغناطیسی و ضعیف هسته ای پی ریختند که به مدل واینبرگ – سلام معروف است و از موفقیتهای مهم نظریه های پیمانه ایست. از این نظریه نتایج جالبی بیرون آمد که یکی از آنها پیش بینی وجود 3 ذرۀ پیمانه ای دیگر (بجز فوتون) بود که هر سه بعداً در آزمایش پیدا شدند. این ایده سپس برای وحدت میدان قوی هسته ای که دارای یک نظریۀ پیمانه ای بنام کرومودینامیک کوانتومی (QCD)[4] است با دو میدان وحدت یافتۀ قبلی بکار برده شد که منجر به مدلی شد که اکنون آنرا مدل استاندارد ذرات بنیادی می نامند و ضمن توجیه کردن نتایج تجربی قبلی به پیشبینی های جدیدی هم منجر شد که آنها نیز بطور موفقیت آمیزی در آزمایش تأیید شدند. از جملۀ آنها می توان به پدیدۀ محبوس شدگی کوارکها اشاره کرد که نظریه پردازان آن در سال 2004 برندۀ جایزۀ نوبل شدند. با این اوصاف طبیعی می نماید که همه به دنبال کوانتش گرانش باشند. یعنی همین برنامه را در مورد گرانش هم انجام دهند تا گرانش هم با سه میدان قبلی وحدت بخشیده شود. ولی قضیه بدین شکل پیش نرفت
نظريه جهان ازلي عليه بيگ بنگ
نظريه اي كه چند سال اخير ابراز شده بيان مي دارد كه احتمالا فضا و زمان پس از انفجار بزرگ Big Bang آغاز نشده است بلكه فضا و زمان هميشه وجود داشته است و يك چرخه بي پايان از انبساط و انقباض را انجام مي دهد.
پاول استينهارت ، فيزيكدان دانشگاه پرينستون و نيل توروك از دانشگاه كمبريج دو دانشمندي هستند كه اين نظريه را ابراز كرده اند. طبق اين نظريه در هر چرخه جهان از ماده داغ و چگال انباشته مي شود و پس از آن مرحله انبساط را آغاز مي كند كه در طي آن جهان سرد مي شود. تا اينجاي كار همه چيز شبيه تصوير ارائه شده از نظريه انفجار بزرگ است. بعد از گذشت 14 ميليارد سال انبساط جهان شتاب بيشتري به خود مي گيرد. البته مشاهدات تجربي مويد اين نظريه مي باشد. بعد از گذشت تريليون ها سال ماده به طور كامل منتشر شده و به حداكثر انبساط خود مي رسد. تابش نيز در سرتاسر جهان پراكنده مي شود و بدين ترتيب مرحله انبساط جهان متوقف مي شود. در مرحله بعد يك ميدان انرژي ، ماده و تابش هاي جديدي توليد مي كند و بنابراين اين چرخه مجددا شروع مي شود.
اين تئوري جديد پاسخ هاي محتملي را براي چندين مسئله كه مدت هاي مديدي در زمينه انفجار بزرگ در ذهن دانشمندان وجود داشت ؛ پاسخ مي گويد. نظريه انفجار بزرگ طي چند دهه گذشته نظريه غالب در زمينه كيهان شناسي به شمار مي فت. از جمله پرسش هايي كه در نظريه انفجار بزرگ بدون پاسخ مانده است مي توان به پرسش زير اشاره كرد :
"چه چيزي براي اولين بار منفجر شده و چگونه قبل از آغاز زمان آن چيز وجود داشته است؟"
استينهارت ، استاد فيزيك كه از جمله ارائه دهندگان اين نظريه مي باشد در اين زمينه مي گويد : " اين نظريه نيز تفسير هاي موفقيت آميزي در مورد جهان هستي ارائه مي دهد و همانند نظريه انفجار بزرگ ، قادر به توجيه شرايط موجود مي باشد ؛ اما نكته قابل ذكر آن است كه شواهد قاطعي در دست نيست كه بيان كند كداميك از اين نظريه ها صحيح است."
وي در ادامه مي افزايد " "در اين مرحله من نمي توانم هيچ كدام از اين نظريه ها را رد كنم. چيزي كه براي من جالب است اين است كه ما در حال حاضر دو نظريه داريم كه از جهات بسياري با يكديگر فرق اساسي دارند و ما احتمالا تا چند سال آينده مي توانيم به طور تجربي صحت و سقم اين دو نظريه را بررسي كنيم ." نظريه انفجار بزرگ حدودا 60 سال پيش ارائه شده است و در طي اين مدت براي آنكه بتواند مشاهدات تجربي را به نحو شايسته اي توجيه كند ؛ تغييراتي در آن صورت گرفته و تا حدودي توسعه يافته است. يك عنصر بسيار اساسي كه در دهه 1980 به اين نظريه افزوده شده است مفهوم "تورم" است .
مفهوم تورم بيانگر دوره انبساط بسيار سريع است كه در خلال اولين ثانيه هاي بعد از انفجار بزرگ روي داده است. دوره تورم براي تشريح وضعيت يكنواختي و همگوني جهان كه توسط ستاره شناسان مشاهده شده عنصري مهم است . اين مفهوم ضمنا مي تواند توجيه كننده نحوه تشكيل كهكشانها باشد. اين دانشمندان بعد ها مجبور شدند تا به نظريه انفجار بزرگ مفهوم "انرژي سياه" را نيز بيافزايند. به اين دليل مفهوم انرژي سياه به نظريه انفجار بزرگ اضافه شده است كه توجيه گر مشاهدات جديدي باشد كه بيان مي دارد انبساط جهان شتاب بيشتري به خود گرفته است .
در تئوري جديد صحبتي از تورم و انرژي سياه به ميان نمي آيد و اين دو مفهوم با ايده ميدان انرژي جايگزين شده است. بر طبق اين نظريه ميدان انرژي در حال نوساناست و بدين ترتيب زماني باعث انبساط جهان و زماني ديگر باعث ركود مي شود. در عين حال اين نظريه تمام پديده هايي كه اخيرا مشاهده شده اند را به همان خوبي نظريه انفجار بزرگ توجيه كند.
استينهارت كه يكي از پيشگامان ارائه تئوري تورم است در اين زمينه مي گويد : " از آنجايي كه نظريه جديد به مفروضات كمتري نياز دارد ، استفاده از آن آسانتر به نظر مي رسد." حسن ديگر اين نظريه اين است كه مي تواند بدون افزودن مفروضات بيشتري به آن آينده جهان را پيش بيني كند. اين نظريه مي گويد جهان چرخه هاي مشخصي را طي مي كند كه هر كدام از آنها ممكن است تريليون ها سال طول بكشد اما در مقابل نظريه انفجار بزرگ مفهوم تورم نمي تواند آينده دراز مدت جهان را پيش بيني كند . همانگونه كه مفاهيمي همانند انرژي سياه و تورم به طور غير مترقبه مطرح مي شوند ؛ مي توان مفهوم ديگري را نيز به آنها اضافه نمود تا نحوه انبساط را به گونه ديگري توجيه كند در عين حال مدل چرخه اي حاوي چندين مفهوم جديد است كه توروك و استينهارت در طي چند سال گذشته به همراه دنشجويان پرينستون و همكارانشان از دانشگاه پنسيلوانيا و موسسه مطالعات پيشرفته ارائه داده اند. جرميا استريكر استاد اختر فيزيك پرينستون و استاد پروازي اختر فيزيك و فلسفه عملي كمبريج در اين زمينه مي گويد : "اين تحقيقات كه به وسيله پاول استينهارت و نيل توروك انجام گرفته بسيار غير مترقبه و جالب است. اين ايده جديد و بزرگ طي دو دهه گذشته در زمينه هستي شناسي منحصر به فرد است. سر مارتين ريز از محققين انجمن سلطنتي كمبريج خاطر نشان مي سازد كه خواص كليدي و مهم مفاهيم فيزيكي مربوط به جهان در حال انبساط ، همچنان در حد حدس و گمان باقي مانده است و تاكنون مشاهد ه اي يا آزمايش تجربي كاملا آنها را تائيد نكرده است. ريز در ادامه مي افزايد : " در طي 20 سال گذشته نظريات بسيار زيادي ارائه شده است.استينهارت و توروك نيز حدسيات جديدي را كه مبتني بر تصورات است ارائه داده اند. كار آنها تاكيدي است بر اين مطلب كه ما بايد بعضي از مفاهيم روزمره فيزيكي كه براي ما عادي و معمولي است را كنار بگذاريم. به عبارت ديگر ما براي اينكه پيشرفت هاي جديدي را شاهد باشيم لازم است از مفاهيم روزمره فضا و زمان چشم پوشي كنيم.
نظريه چرخه اي جهان بيانگر تركيبي از مفاهيم استاندارد فيزيك و ساير مفاهيم پيشرفته فيزيكي است ، كه نشان دهنده تلاش هاي مجدانه فيزيكدانان براي توسعه يك تئوري فراگير است كه شامل تمام ذرات و نيرو هاي فيزيكي شناخته شده مي باشد. گرچه اين نظريات از رياضيات پيشرفته اي استفاده مي كنند ؛ اما در عين حال مي توانند تصويري از نظريه چرخه اي جهان رانيز ارائه كنند.
براساس اين تئوري ها جهان بايد شامل دو صفحه موازي بسيار بزرگ باشد. براي تجسم بهتر ، دو صفحه كاغذ را كه فاصله آنها بسيار بسيار كم است ؛ را در نظر بگيريد. اين فاصله به عنوان يك بعد ديگر يا بعد پنجم عمل مي كند كه البته تشخيص آن بطور عملي براي ما دشوار است. در مرحله اي از زمان كه ما در آن بسر مي بريم ، صفحات در تمام جهات منبسط مي شوند و تمام جرم و انرژي را كه دارند در جهات مختلف منتشر مي كنند. بعد از گذشت تريليون ها سال ، وقتي كه جهان از جرم و انرژي خالي شد ؛ وارد مرحله اي جديد مي شود . در اين مرحله كه "ركود" ناميده مي شود ؛ انبساط متوقف مي شود و در عوض صفحات شروع به حركت به سمت يكديگر مي كنند؛ و بدين ترتيب بعد پنجم دچار انقباض مي شود. هنگامي كه صفحات منقبض مي شوند كم كم به يكديگر نزديك مي شوند تا در نهايت با يكديگر برخورد كنند. اين برخورد باعث مي شود كه اين صفحات انباشته از ماده چگال شوند و دماي آنها به طور غير منتظره اي بالا رود. اين قسمت پيش بيني ها با مفاهيم ارائه شده توسط مفهوم انفجار بزرگ همخواني دارد. وقتي كه مجددا اين صفحات از يكديگر دور مي شوند بار ديگر انبساط آغاز مي شود . نكته قابل ذكر آن است كه اين صفحات كه در مورد آنها صحبت شد ؛ جهان هاي مختلف و موازي يكديگر نيستند ؛ بلكه در حقيقت قسمت هاي مختلفي از يك جهان هستند. يك قسمت از اين جهان يا يك صفحه شامل تمام ماده معمولي است كه ماهيت آن براي ما آشناست و صفحه ديگر شامل چيزي است كه براي ما ناشناخته است". استينهارت در ادامه مي گويد :
چيزي كه جرم سياه ناميده مي شود و عقيده بر آن است كه قسمت عمده جهان را تشكيل مي دهد در اين قسمت از جهان قرار دارد. بر هم كنش اين دو صفحه فقط براساس جاذبه گرانشي است ؛ يعني اجرام موجود در يك صفحه جاذبه شديدي به اجرام صفحه مقابل وارد مي كنند . استينهارت مي گويد : حركت و خواص اين صفحات از مفاهيم رياضي كه براي بيان آنها به كار گرفته شده است ؛ ناشي مي شود. اين امر برخلاف مفهوم انفجار بزرگ است كه مفهوم انرژي سياه بعدا به آن اضافه شده است تا بتواند مشاهدات تجربي را توجيه كند.
استينهارت و توروك مشغول تعديل و تكميل اين نظريه هستند و در جست و جوي مفاهيم نظري و تجربي مي باشند كه نشان دهنده برتري يكي از اين نظريات بر ديگري باشد. آنها مي گويند : ما مي دانيم كه با مشاهدات دقيق تري كه در دهه هاي آينده و يا حتي در سال هاي آينده انجام مي گيرد شما مي توانيد به صحت و سقم اين نظريات پي ببريد. اينها موقعيت هاي جالبي است كه ما را به سوي خود جذب مي كند . ممكن است به نظر شما يكي از اين نظريات از نظريه ديگر جالبتر باشد ؛ اما به نظر من طبيعت بهترين داور است و مي تواند بگويد كدام نظريه صحيح و كدام غلط است.
برندگان نوبل فیزیک امسال مشخص شدند. امسال کیهان شناسان این جایزه را بردند اون هم برای تابش ریز موج زمینه (CMB : Cosmic MicroWave Background). این دومین باری است که به خاطر این موضوع نوبل داده می شه. یه بار به پنزیاس و ویلسون برای اولین مشاهده ی این تابش و این بار به مَدر و اسموت برای محاسبات انجام شده بر اساس داده های COBE و به دست آوردن طیف جسم سیاه و ناهمسانگردی های CMB.
اما CMB چیه؟ CMB فوتون هایی (نوری) هستند که از عالم اولیه (یعنی زمانی که عالم ما بسیار داغ تر بوده) به ما می رسند. این فوتون ها اطلاعات زیادی از اون زمان را برای ما میارند و همون طوری که از اسمش معلومه در بخش ریزموج طیف (طول موج چند میلی متر) مشاهده می شوند. ماهواره ی COBE رو NASA در سال 1992 فزستاد تا اندازه گیری های دقیق تری روی این تابش بکنه و اولین بار ناهمسانگردی این تابش مشاهده شد. در سال 2001، NASA ماهواره ی دیگری رو فرستاد (WMAP) که اندازه گیری های جدید تری روی این تابش بکنه و اروپایی ها هم سال دیگه (2007) PLANCK رو به همین منظور می فرستند البته با دقت های بیشتر. این ها رو گفتم تا اهمیت CMB در کیهان شناسی بیشتر مشخص بشه. انبوهی از مقالات و کارهای پژوهشی هست که در زمینه ی تحلیل داده های WMAP و COBE انجام شده.
اندازه گیری های انجام شده روی CMB یکی از مهم ترین و دقیق ترین اندازه گیری ها در کیهان شناسی است. این اندازه گیری می تونه تکلیف بسیاری از مدل ها رو مشخص کنه. کیهان شناسی علم بسیار نویی است و مدل های زیادی درش هست و مثل همه جاهای فیزیک فقط مشاهده می تونه تکلیف این همه مدل رو مشخص کنه و CMB یکی از بهترین این سنجه هاست. همین اهمیت پروژه های بسیار بزرگی مثل COBE، WMAP و PLANCK و اهمیت این جایزه رو مشخص می کنه.

Dr. Hesabi
استاد دكتر سيدمحمود حسابي در سال ۱۲۸۱ (هـ. ش) از پدر و مادر تفرشي، در تهران زاده شد. پس از سپري كردن چهار سال از دوران كودكي در تهران، به همراه خانواده (پدر، مادر و برادر) عازم شامات شدند. در هفت سالگي، تحصيلات ابتدايي خود را در بيروت، با تنگدستي و مرارت هاي دور از وطن در مدرسه كشيش هاي فرانسوي، آغاز كرد و همزمان توسط مادر فداكار، متدين و فاضله خود (خانم گوهرشاد حسابي) تحت آموزش تعليمات مذهبي و ادبيات فارسي قرار گرفت. استاد، قرآن كريم را حفظ و به آن اعتقادي ژرف داشت. ديوان حافظ را نيز از بر داشته و به بوستان و گلستان سعدي، شاهنامه فردوسي، مثنوي مولوي و منشأت قائم مقام، اشراف كامل داشت.
شروع تحصيلات متوسطه ايشان، مصادف با آغاز جنگ جهاني اول و تعطيلي مدارس فرانسوي زبان بيروت بود. از اين رو پس از دو سال تحصيل در منزل، براي ادامه تحصيل به كالج آمريكايي بيروت رفت و در سن هفده سالگي ليسانس ادبيات، در نوزده سالگي ليسانس بيولوژي و پس از آن مدرك مهندسي راه و ساختمان را اخذ كرد. در آن زمان، با نقشه كشي و راهسازي به امرار معاش خانواده كمك مي كرد. استاد همچنين در رشته هاي پزشكي، رياضيات و ستاره شناسي به تحصيلات آكادميك پرداخت. شركت راهسازي فرانسوي كه ايشان در آن مشغول به كار بود، به پاس قدرداني از زحماتش، استاد را براي ادامه تحصيل به كشور فرانسه اعزام كرد و بدين ترتيب در سال
استاد به چهار زبان زنده دنيا فرانسه، انگليسي، آلماني و عربي مسلط بودند و به زبان هاي سانسكريت، لاتين، يوناني، پهلوي، لاتين، يوناني، اوستايي، تركي، ايتاليايي و روسي اشراف داشتند و زبان هاي باستاني را در تحقيقات خود به خصوص در امر واژه گزيني فارسي در برابر لغات بيگانه به كار مي بردند.
پروفسور حسابي، به ايران، فرهنگ و ادب، اعتقادات سنتي و مذهبي اين سرزمين عشق مي ورزيد و گذشته از سفر به كشورهاي مختلف جهان، به سراسر ايران سفر كرده بود، و از سفرهاي پربار داخلي و خارجي خويش، يادداشت ها و سفرنامه هاي بسياري به جاي نهاد.
متن دوم و کامل :
سید محمود حسابی دانشمند و از جمله نخستين فيزيک پيشگان ايرانی دوران معاصر است.
سید محمود حسابی در سال 1281 (ه.ش), از پدر و مادری تفرشی (سيد عباس و گوهرشاد حسابي) در تهران زاده شد. پس از سپری كردن چهار سال از دوران کودکی در تهران, به همراه خانواده (پدر, مادر, برادر) عازم شامات شد. در هفت سالگی تحصیلات ابتدایی خود را در بیروت, با تنگدستی و مرارتهای دور از وطن در مدرسه کشیشهای فرانسوی آغاز کرد و همزمان, توسط مادر فداکار, متدین و فاضله خود (خانم گوهرشاد حسابی) , تحت آموزش تعلیمات مذهبی و ادبیات فارسی قرار گرفت. قرآن کریم را حفظ و به آن اعتقادی ژرف داشت. دیوان حافظ را نیز از برداشته و به بوستان و گلستان سعدی, شاهنامه فردوسی, مثنوی مولوی, منشات قائم مقام اشراف کامل داشت.
تحصیلات :
شروع تحصیلات متوسطهاش مصادف با آغاز جنگ جهانی اول, و تعطیلی مدارس فرانسوی زبان بیروت بود. از این رو, پس از دو سال تحصیل در منزل برای ادامه به کالج آمریکایی بیروت رفت و در سن هفده سالگی لیسانس ادبیات, در سن نوزده سالگی, لیسانس بیولوژی و پس از آن مدرک مهندسی راه و ساختمان را اخذ نمود. در آن زمان با نقشه کشی و راهسازی, به امرار معاش خانواده کمک میکرد. همچنین در رشتههای پزشکی, ریاضیات و ستاره شناسی به تحصیلات آکادمیک پرداخت.
شرکت راهسازی فرانسوی که او در آن مشغول به کار بود, به پاس قدردانی از زحماتش, وي را برای ادامه تحصیل به فرانسه اعزام کرد و بدین ترتیب در سال1924 (م) به مدرسه عالی برق پاریس وارد و در سال 1925 (م) فارغ التحصیل شد. همزمان با تحصیل در رشته معدن, در راه آهن برقی فرانسه مشغول به کار گردید و پس از پایان تحصیل در این رشته کار خود را در معادن آهن شمال فرانسه و معادن زغال سنگ ایالت «سار» آغاز کرد. سپس به دلیل وجود روحیه علمی, به تحصیل و تحقیق, در دانشگاه سوربن, در رشته فیزیک پرداخت و در سال 1927 (م) در سن بیست و پنج سالگی دانشنامه دکترای فیزیک خود را , با ارائه رسالهای تحت عنوان «حساسیت سلولهای فتوالکتریک», با درجه عالی دریافت کرد.
حسابی با شعر و موسیقی سنتی ایران و موسیقی کلاسیک غرب به خوبی آشنایی داشت و در چند رشته ورزشی موفقیتهایی کسب كرد که از آن میان میتوان به دیپلم نجات غریق در رشته شنا اشاره نمود.
پروفسور حسابی به دلیل عشق به میهن و با وجود امکان ادامه تحقیقات در خارج از کشور به ایران بازگشت و با ایمان و تعهد, به خدمتی خستگی ناپذیر پرداخت تا جوانان ایرانی را با علوم نوین آشنا سازد. پایه گذاری علوم نوین و تاسیس دارالمعلمین و دانشسرای عالی, دانشکدههای فنی و علوم دانشگاه تهران, نگارش دهها کتاب و جزوه و راه اندازی و پایه گذاری فیزیک و مهندسی نوین, وی را به نام پدر علم فیزیک و مهندسی نوین ایران در کشور معروف کرد. حدود هفتاد سال خدمت علمی او در گسترش علوم روز و واژه گزینی علمی در برابر هجوم لغات خارجی و نیز پایه گذاری مراکز آموزشی, پژوهشی, تخصصی, علمی و ..., از جمله اقداماتی ارزشمند به شمار میرود که برای نمونه به مواردی اشاره میکنیم:
درگذشت :
پروفسور حسابي در 12 شهريور سال 1371 هجري شمسي در بيمارستان دانشگاه ژنو به هنگام معالجه قلبي، بدرود حيات گفتند ، مقبره ايشان در شهر تفرش قرار دارد .
Mohammad Mansouryar on Warp-Drives & Traversable Wormholes
By Tim Ventura & Mohammad Mansouryar, January 27th, 2006
He?s been called ?The Next Einstein?, and with good reason ? Mohammad Mansouryar?s vision of the future of space-travel extends General Relativity to encompass traversable wormholes as the basis for a true warp-drive technology. His research highlights the international impact of emerging concepts in breakthrough propulsion physics, and he joins us to talk about mankind?s moral-imperative in the stars

این دفعه میخواهیم یک حساب سرانگشتی ای انجام دهیم که قبلاً یک آقای دیگر هم انجام داده و کلی ناامید شده! آقای ژول! ببینیم داستان چه بوده ....
قدیم ندیم ترها ... زمانی که داروین نظریه تکامل خود را ارائه داد .... راستی اصلاً نظریه تکامل چیه؟
خیلی خلاصه نظریه تکامل میگوید که به وجود آمدن انسانها آخرین قدم از طی مسیری است که با به وجود آمدن اولین موجودات زنده تک سلولی آغاز شده است. به عبارت دیگر آن اول اول یک موجود تک سلولی به وجود آمده و بعد از آن این سلولها کنار هم موجودات بسیار ریز توی آبها را که تنها چند سلول دارند تشکیل داده اند و بعد این موجودات با کامل شدن تدریجی تبدیل به موجودات آبزی پیچیده تر شدند و بعد آنها با تکامل تدریجی و تغییر خصوصیات باز پیچیده تر و پیچیده تر شدند و بعد باز هم ... خلاصه ماهیها به وجود آمده و بعد ماهیها کم کم توانایی آمدن به خشکی را پیدا کردند: خزندهها و دوزیستها و بعد ... خلاصه در آخرش، ما یعنی انسانها به وجود آمدیم. این یک توضیح خلاصه و ناقص در رابطه با نظریه تکامل بود.
حالا ما کاری با جزئیات نداریم. این داستان که آقای داروین گفته اند، یعنی همین سیر که یک تک سلولی طی کرده است تا به انسان تبدیل شده مسیری بسیار طولانی هست. در واقع تکامل هر گونه به گونه جدیدتر و متفاوت چندین هزار سال زمان احتیاج دارد. پس طی کل این مسیر زمان بسیار زیادی میخواهد.
با یک حساب سرانگشتی که زیست شناسها انجام داده اند طی این مسیری حدود یک میلیارد سال طول میکشد. یعنی حداقل حداقل از روز تولد اولین تک سلولی یک میلیارد سال میگذرد.
( البته با فرض درست بودن این نظریه! )
خوب ... آهان آن زمانها که داروین این حرفها را میزده، مردم هنوز با واکنشهای هسته ای آشنا نبودند. و حتی فکر میکردند که خورشید مجموعه ای از یک سوخت خوب هست که سالیان درازی است که با سوختن انرژی تولید میکند.
اما مشکلی که پیش میآمد این بود که اگر نظریه داروین درست میبود از عمر زمین باید بیش از یک میلیارد سال گذشته باشد و البته پس حتماً عمر دنیا هم بیش از یک میلیارد سال است. و خورشید حداقل یک میلیارد سال است که میسوزد.
( توجه کنید که وجود خورشید و انرژی تابشی آن نقشی کلیدی در نظریه تکامل و اصلاً به وجود آمدن آن تک سلولی اولیه داشته است. )
آقای ژول با یک حساب سرانگشتی نشان داد که غیر ممکن است که خورشید اینقدر پیر باشد؛ یعنی 1 میلیارد سال از عمر سوختن آن گذشته باشد. البته باز هم یادآوری کنیم که آن زمان مردم فکر میکردند که در خورشید مثلاً چیزی مثل ذغال سنگ درحال سوختن است.
حالا ما هم حسابهای ژول را تکرار میکنیم.
توان تابشی خورشید در سطح زمین در حدود 104*104وات بر متر مربع است یعنی هر متر مربع از زمین حدود 104ژول انرژی در هر ثانیه دریافت میکند. این انرژی را به سادگی با آزمایش میتوان اندازه گرفت.
اما انرژی که زمین از خورشید میگیرد که بسیار کوچکی از کل انرژی تابشی خورشید است.
می توان این کسر را حساب کرد. خورشید در همه جهات میتابد و میتوان فرض کرد که انرژی تابشی خورشید در همه جهات یکسان است. پس اگر در هر نقطه دیگری غیر از زمین اما در همین فاصله، یعنی روی کره ای به شعاع فاصله زمین تا خورشید و به مرکز خورشید بایستیم همان توان تابشی که زمین دریافت میکنیم را دریافت خواهیم کرد. البته هر چه از خورشید دور شویم توان تابشی کمتر میشود اما ما مقدار توان در واحد سطح را در فاصله زمین تا خورشید میدانیم. برای اینکه توان تابشی کل را بدانیم کافی است این توان تابشی در واحد سطح اندازه گیری شده یعنی 104*10 w/m24 را در مساحت کره ای به شعاع فاصله خورشید تا زمین ضرب کنیم. آن وقت توان کل خورشید به دست میآید.
فاصله زمین تا خورشید 8 دقیقه نوری است. یعنی 8 دقیقه طول میکشد تا نور از خورشید به زمین برسد. سرعت نور هم 300 هزار کیلومتر بر ثانیه است پس فاصله زمین تا خورشید:
( ثانیه / متر 108*3)*( 60 ثانیه / دقیقه ) * ( 8 دقیقه ) = Res
≈14*1010m
و مساحت کره ای که شعاع آن اینقدر باشد تقریباً برابر S=4πR2≈2.6*1023m2 است. و توان تابشی کل خورشید یعنی انرژی آزاد شده در واحد زمان برابر توان در واحد سطح ضرب در این سطح است:
(متر مربع 1023*206)*(متر مربع / وات 104*104) = P
W1027*306 =
یعنی در هر ثانیه 1027*306 ژول انرژی توسط خورشید تابیده میشود. حالا بیایید کل انرژی ای را که خورشید در طول 1 میلیارد سال آزاد میکند، حساب کنیم. یک میلیارد سال تقریبا 107*3 ثانیه است.
پس 1 میلیارد سال برابر 1016*3 ثانیه است و کل انرژی آزاد شده در این هم سال برابرJ 1044*101=( ثانیه 1016*3) * ( ثانیه / ژول 1027*3.6 ) = E
است واقعاً انرژی زیادی است.... هر کیلو گرم نفت اگر تقریباً کامل بسوزد حدود 107 ژول انرژی آزاد میکند.
پس برای تولید انقدر انرژی اگر مثلاً در خورشید چیزی مثل نفت بسوزد باید تا به حال در حدود M=101*1044/107=101*1037kgنفت سوخته باشد. برای به دست آورن حجم این قدر نفت کافی است این جرم را به چگالی نفت تقسیم کنیم که تقریباً برابر چگالی آب و حدود 1000kg/m3 است.
حجم این مقدار ماده سوختنی حدود 1034 متر مکعب میشود. که میشود حجم کره ای به شعاع حدودی 1011 متر. یادتان است فاصله زمین تا خورشید چند متر بود؟ حدود 1011*104 متر. تصور کنید خورشیدی که شعاعش به اندازه فاصله زمین تا خورشید باشد، یعنی تقریباً اگر ما دستمان را دراز میکردیم میخورد به خورشید. حال سیاره هایی که از ما به خورشید نزدیکترند، بماند!
پس با فرض اینکه در خورشید ماده ای میسوزد، نظریه داروین به سادگی رد میشود. چون عمر جهان آنقدر نمی تواند طولانی باشد که فرصت کافی برای تکامل داشته باشیم.
اما خوب امروز ما میدانیم که در خورشید چیزی نمی سوزد بلکه طی یک فرآیند هسته ای دو مولکول هیدروژن به یک مولکول هلیوم تبدیل شده و مقداری کمی جرم به مقدار زیادی انرژی تبدیل میشود طوری که E=mc2 که m جرم گم شده و E انرژی است C هم سرعت نور است. یعنی اگر 1 گرم ماده گم شود در حدود 1013 ژول انرژی بدست میآید. با این فرض اگر جرم خورشید در یک میلیارد سال پیش را حساب کنیم اوضاع خیلی بد نخواهد شد.
پس دسته کم نظریه داروین را به این روش نمی توان رد کرد...
پروفسور استیون ویلیام هاوکینگ یکی از بزرگترین فیزیکدانان نظری معاصر است که در ۸ ژانویه ۱۹۴۲، دقیقاً ۳۰۰ سال پس از مرگ گالیله، در آکسفورد، انگلستان به دنیا آمد و هم اکنون در دانشگاه کمبریج صاحب کرسی ریاضیات لوکاس است.
مشهورترین آثار او در بین افراد معمولی علاقمند به دانش، کتابهای «تاریخچهٔ کوتاه زمان» و «تاریخچهٔ خیلی کوتاه زمان» هستند.
زمینهٔ پژوهشی اصلی وی کیهانشناسی و گرانش کوانتومی است. از مهمترین دستاوردهای وی مقالهای است که به رابطهٔ سیاهچالهها و قانونهای ترمودینامیک میپردازد. او نشان میدهد که سیاهچالهها بعد از مدتی به وسیلهٔ زوجهای ذرات مجازی که در افق رویداد (event horizon) آن تشکیل میشود، نابود میشوند.
به دنبال احساس ناراحتی هایی در عضلات دست و پا استیفن در ژانویه ۱۹۶۳ یعنی آغاز بیست و یكسالگی مجبور به مراجعه به بیمارستان شد و آزمایش هایی كه روی او انجام گرفت علائم بیماری بسیار نادر و درمان ناپذیری را نشان داد. این بیماری كه به نام ALS شناخته می شود بخشی از نخاع و مغز و سیستم عصبی را مورد حمله قرار می دهد و به تدریج اعصاب حركتی بدن را از بین می برد و با تضعیف ماهیچه ها فلج عمومی ایجاد می كند بطوریكه بمرور توانایی هرگونه حركتی از شخص سلب می شود. معمولا مبتلایان به این بیماری بی درمان مدت زیادی زنده نمی مانند و این مدت برای استیفن بین دو تا سه سال پیش بینی شده بود.
ناامیدی و اندوه عمیقی را كه پس از آگاهی از جریان بر استیفن مستولی شد می توان حدس زد. ناگهان همه آرزوهای خود را بر باد رفته میدید. دوره دكترا-رویای دانشمند شدن - كشف رمز و راز كیهان - همگی به صورت كاريكاتورهایی در آمدند كه در حال دورشدن و رنگ باختن به او پوزخند می زدند. بجای همه آن خیال پروریهای بلند پروازانه حالا كاری بجز این از دستش بر نمی آمد كه در گوشه ای بنشیند و دقیقه ها را بشمارد تا دوسال بعد با فلج عمومی بدن زمان مرگش فرا برسد.
به اتاقی كه در دانشگاه داشت پناه برد و در تنهایی ساعتها متفكر و بی حركت ماند. خودش بعدها تعریف كرده است كه آن شب دچار كابوسی شد و در خواب دید كه محكوم به اعدام شده است و او را برای اجرای حكم می برند و در آن موقعیت حس كرد كه هر لحظه زندگی چقدر برایش ارزشمند است. بعد از بیداری به یاد آورد كه در بیمارستان با یك جوان مبتلا به بیماری سرطان خون هم اتاق بوده و او از فرط درد چه فریادهایی می كشید. پس خود را قانع كرد كه اگر به بیماری درمان ناپذیری مبتلااست لااقل درد نمی كشد. بعلاوه طبع لجوج و نقادش كه هیچ چیز را به آسانی نمی پذیرفت هشدار داد كه از كجا معلوم كه پیش بینی پزشكان درست از كار در بیاید و چه بسا كه از نوع اشتباهات كتابهاي درسی باشد!
اما آنچه به او قوت قلب و اعتماد به نفس بیشتری برای مبارزه با ناامیدی و بدبینی داد آشنایی اش در همان ایام با دختری به نام (جین وایلد) بود كه بعد ها همسرش شد.
جین دانشجوی دانشگاه لندن بود اما تحت تاثیر هوش فوق العاده و شخصیت استثنایی استیفن چنان مجذوب او شده بود كه هر هفته به سراغش می آمد و ساعتی را به گفتگوی با او می گذرانید.آنها پس از چندی رسما نامزد شدند و استیفن تحصیلات دانشگاهی اش را از سر گرفت زیرا برای ازدواج با جین می بایست هرچه زودتر دكترای خود را بگیرد و كار مناسبی پیدا كند.
و او طی دو سال با اشتیاق و پشتكار این برنامه را عملی كرد در حالیكه رشد بیماری لعنتی را در عضلاتش شاهد بود و ابتدا به كمك یك عصا و سپس دو عصا راه می رفت. ازدواجش با جین در سال ۱۹۶۵ صورت گرفت و او چنان غرق امید و شادی بود كه به پیش بینی دو سال پیش پزشكان در مورد مرگ قریب الوقوعش نمی اندیشید. جين تا سال 1991 ازاستیفن نگهداري كرد. در آن سال به دليل مشكلات ناشي از شهرت استیفن و بد تر شدن بيماري او، اين دو از يكديگر جدا شدند. سپس استیفن كه از اين ازدواج سه فرزند داشت، با يكي از پرستارانش، الن ميسون، ازدواج كرد. همسر اول الن، ديويد ميسون، سازنده نخستين دستگاه گويايي براي استیفن بود.
پروفسور استیفن هاوكینگ اكنون ۶۱ سال داردو ظاهرا بیش از یك ربع قرن قاچاقی زندگی كرده است. البته اگر بتوان وضع كاملا استثنایی او را در حال حاضر زندگی نامید.!
پیش بینی پزشكان در مورد بیماری فلج پیش رونده او نادرست نبود و این بیماری اكنون به همه بدنش چنگ انداخته است. از اواخر دهه ۶۰ برای نقل مكان از صندلی چرخدار استفاده می كند و قدرت تحرك از همه اجزای بدنش بجز دو انگشت دست چپش سلب شده است. با این دو انگشت او می تواند دكمه های كامپیوتر بسیار پیشرفته ای را فشار دهد كه اختصاصا برای او ساخته اند و بجایش حرف می زند و رابطه اش را با دنیای خارج برقرار می كند زیرااستیفن از سال ۱۹۸۵ قدرت گويايي خود را هم ازدست داده است.
در آن سال او پس از بازگشت از سفری به گرد جهان برای مدتی در ژنو بسر می برد كه مركز پژوهشهای هسته ای اروپاست و دانشمندان این مركز جلسات مشاوره ای با او داشتند. یك شب كه استیفن هاوكینگ تا دیر وقت مشغول كار بود ناگهان راه نفس كشیدنش گرفت و صورتش كبود شد بیدرنگ او را به بیمارستان رساندند و تحت معالجات اضطراری قرار دادند. معمولا مبتلایان به بیماری ALS در مقابل سينه پهلو حساسیت شدیدی دارند و در صورت ابتلای به آن میمیرند كه این خطر برای استیفن هاوكینگ هم پیش آمده بود و گرفتن راه تنفس او ناشی از سينه پهلو بود. پس از چند روز بستری بودن در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان سرانجام با اجازه همسرش تصمیم گرفته شد كه با عمل جراحی مخصوص مجرای تنفس او را باز كنند اما در نتیجه این عمل صدای خود را برای همیشه از دست می داد.
عمل جراحی با موفقیت صورت گرفت و بار دیگر استیفن از خطر مرگ جست. هر چند قدرت گويايي خود را از دست داد، با جایگزینی كامپیوتر مخصوص سخنگو ارتباط او با اطرافیانش حتی بهتر از سابق شد زیرا قبلا بعلت ضعف عضلات صوتی با دشواری و نارسایی زیاد صحبت می كرد. برنامه ریزی این دستگاه شامل سه هزار كلمه است و هر بار كه استیفن بخواهد سخنی بگوید می بایست با انتخاب كلمات و فشردن دكمه های كامپیوتر به كمك دو انگشتش كه هنوز كار می كنند جمله مورد نظرش را بسازد و صدای مصنوعی به جای او حرف می زند. البته اینگونه سخنگویی ماشینی طولانی تر است اما خود استیفن كه هرگز خوشبینی اش را از دست نمی دهد عقیده دارد كه به او وقت بیشتری می دهد برای اندیشیدن آنچه می خواهد بگوید و سبب می شود كه هرگز نسنجیده حرف نزند.
این فهرست کامل آثار هاوکینگ نیست و تنها مشهورترین آثار او را شامل میشود. برای فهرست کامل آثار مراجعه کنید به [1]. در ژوئن ۲۰۰۶، وی که برای یک سخنرانی به هنگکنگ سفر کرده بود، اعلام کرد که تصمیم دارد به همراه دختر خردسالش، لوسی، کتابی علمی برای کودکان بنویسد. لوسی هاوکینگ گفت : «[این کتاب] داستانی است برای کودکان که در آن شگفتیهای گیتی شرح داده میشود.»[2].
من تصمیم گرفتم بخش معرفی کتاب رو به این وبلاگ اضافه کنم.خوب شروع می کنم :
نام کتاب : شگفتی های جهان
نویسنده: ابراهیم ویکتوری
انتشارات: به نگار
موضوعات: اغلب فیزیک و نجوم
کتاب خوبیه سعی کنید بخریدش به دو زبان فارسی و انگلیسی هم نوشته شده قیمتش هم ۱۰۰۰۰ تمانه
فيزيك كوانتوم در هفت گام







آلبرت انیشتین دو نظریه دارد. نسبیت خاص را در سن 25 سالگی بوجود آورد و ده سال بعد توانست نسبیت عام را مطرح کند.
نسبیت خاص بطور خلاصه تنها نظریه ایست که در سرعتهای بالا ( در شرایطی که سرعت در خلال حرکت تغییر نکند–سرعت ثابت) میتوان به اعداد و محاسباتش اعتماد کرد. جهان ما جوریست که در سرعتهای بالا از قوانین عجیبی پیروی می کند که در زندگی ما قابل دیدن نیستند. مثلا وقتی جسمی با سرعت نزدیک سرعت نور حرکت کند زمان برای او بسیار کند می گذرد. و همچنین ابعاد این جسم کوچک تر میشود. جرم جسمی که با سرعت بسیار زیاد حرکت می کند دیگر ثابت نیست بلکه ازدیاد پیدا می کند. اگر جسمی با سرعت نور حرکت کند، زمان برایش متوقف می شود، طولش به صفر میرسد و جرمش بینهایت میشود.
نسبیت عام برای حرکتهایی ساخته شده که در خلال حرکت سرعت تغییر می کند یا باصطلاح حرکت شتابدار دارند. شتاب گرانش زمین g که همان عدد 9.81m/sاست نیز یک نوع شتاب است. پس نسبیت عام با شتابها کار دارد نه با حرکت. نظریه ایست راجع به اجرام ی که شتاب ثقل دارند. کلا هرجا در عالم، جرمی در فضا ی خالی باشد حتما یک شتاب جاذبه در اطراف خود دارد که مقدار عددی آن وابسته به جرم آن جسم می باشد. پس در اطراف هر جسمی شتابی وجود دارد. نسبیت عام با این شتابها سر و کار دارد و بیان می کند که هر جسمی که از سطح یک سیاره دور شود زمان برای او کند تر میشود. یعنی مثلا، اگر دوربینی روی ساعت من بگذارند و از عقربه های ساعتم فیلم زنده بگیرند و روی ساعت آدمی که دارد بالا میرود و از سیاره ی زمین جدا میشود هم دوربینی بگذارند و هردو فیلم را کنار هم روی یک صفحه ی تلویزیونی پخش کنند، ملاحظه خواهیم کرد که ساعت من تند تر کار می کند. نسبیت عام نتایج بسیار عجیب و قابل اثبات در آزمایشگاهی دارد. مثلا نوری که به اطراف ستاره ای سنگین میرسد کمی بسمت آن ستاره خم میشود. سیاهچاله ها هم بر اساس همین خاصیت است که کار می کنند. جرم انها بقدری زیاد و حجمشان بقدری کم است که نور وقتی از کنار آنها می گذرد به داخل آنها می افتد و هرگز بیرون نمی آید.
فرمول معروف آلبرت انیشتین (دست خط خود آلبرت انیشتین)
نظریه نسبیت عام
همه ما برای یکبار هم که شده گذرمان به ساعتفروشی افتاده است و ساعتهای بزرگ و کوچک را دیده ایم که روی ساعت ده و ده دقیقه قرار دارند. ولی هیچگاه از خودمان نپرسیده ایم چرا؟ آلبرت انیشتین در نظریه نسبیت خاص با حرکت شتابدار و یا با گرانش کاری نداشت. اولین موضوعات را در نظریه نسبیت عام خود که در 1915 انتشار یافت مورد بحث قرار داد.نظریه نسبیت عام دید گرانشی را بکلی تغییر داد و در این نظریه جدید نیرو ی گرانش را مانند خاصیتی از فضا در نظر گرفت نه مانند نیرو یی بین اجرام ، یعنی برخلاف آنچه که اسحاق نیوتن گفته بود !در نظریه او فضا در مجاورت ماده کمی انحنا پیدا میکرد. در نتیجه حضور ماده اجرام ، مسیر یا به اصطلاح کمترین مقاومت را در میان منحنیها اختیار میکردند. با این که فکر آلبرت انیشتین عجیب به نظر میرسید میتوانست چیزی را جواب دهد که قانون ثقل نیوتن از جواب دادن آن عاجز می ماند.سیاره اورانوس در سال 1781 میلادی کشف شده بود و مدارش به دور خورشید اندکی ناجور به نظر میرسید و یا به عبارتی کج بود !
نیم قرن مطالعه این موضوع را خدشه ناپذیر کرده بود.بنابر قوانین اسحاق نیوتن می بایست جاذبه ای برآن وارد شود. یعنی باید سیاره ای بزرگ در آن طرف اورانوس وجود داشته باشد تا از طرف آن نیرو یی بر اورانوس وارد شود.در سال 1846 میلادی اختر شناس آلمانی دوربین نجومی خودش را متوجه نقطه ای کرد که « لووریه» گفته بود و بی هیچ تردید سیاره جدیدی را در آنجا دید که از آن پس نپتون نام گرفت.نزدیک ترین نقطه مدار سیاره عطارد به خورشید در هر دور حرکت سالیانه سیاره تغییر میکرد و هیچ گاه دوبار پشت سر هم این تغییر در یک نقطه خاص اتفاق نمیافتاد.اختر شناسان بیشتر این بی نظمی ها را به حساب اختلال ناشی از کشش سیاره های مجاور عطارد می دانستند !مقدار این انحراف برابر 43 ثانیه قوس بود. این حرکت در سال 1845 به وسیله لووریه کشف شد بالاخره با ارائه نظریه نسبیت عام جواب فراهم شد این فرضیه با اتکایی که بر هندسه نااقلیدسی داشت نشان داد که حضیض هر جسم دوران کننده حرکتی دارد علاوه برآنچه اسحاق نیوتن گفته بود.وقتی که فرمولهای آلبرت انیشتین را در مورد سیاره عطارد به کار بردند، دیدند که با تغییر مکان حضیض این سیاره سازگاری کامل دارد. سیاره هایی که فاصله شان از خورشید بیشتر از فاصله تیر تا آن است تغییر مکان حضیضی دارند که به طور تصاعدی کوچک می شوند.اثر بخشتر از اینها دو پدیده تازه بود که فقط نظریه آلبرت انیشتین آنرا پیشگویی کرده بود. نخست آنکه آلبرت انیشتین معتقد بود که میدان گرانشی شدید موجب کند شدن ارتعاش اتمها می شود و گواه بر این کند شدن تغییر جای خطوط طیف است به طرف رنگ سرخ! یعنی اینکه اگر ستاره ای بسیار داغ باشد و به طوری که محاسبه می کنیم بگوییم که نور آن باید آبی درخشان باشد در عمل سرخ رنگ به نظر میرسد کجا برویم تا این مقدار قوای گرانشی و حرارت ی بالا را داشته باشیم، پاسخ مربوط به کوتوله های سفید است.دانشمندان به بررسی طیف کوتوله های سفید پرداختند و در حقیقت تغییر مکان پیش بینی شده را با چشم دیدند! اسم این را تغییر مکان آلبرت انیشتینی گذاشتند. آلبرت انیشتین می گفت که میدان گرانشی شعاع های نور را منحرف میکند چگونه ممکن بود این مطلب را امتحان کرد.اگر ستاره ای در آسمان آن سوی خورشید درست در امتداد سطح آن واقع باشد و در زمان کسوف خورشید قابل رؤیت باشد اگر وضع آنها را با زمانی که فرض کنیم خورشیدی در کار نباشد مقایسه کنیم خم شدن نور آنها مسلم است. درست مثل موقعی که انگشت دستتان را جلوی چشمتان در فاصله 8 سانتیمتری قرار دهید و یکبار فقط با چشم چپ و بار دیگر فقط با چشم راست به آن نگاه کنید به نظر می رسد که انگشت دستتان در مقابل زمینه پشت آن تغییر جا میدهد ولی واقعاً انگشت شما که جابجا نشده است!
دانشمندان در موقع کسوف در جزیره پرنسیپ پرتغال واقع در آفریقای غربی دیدند که نور ستاره ها به جای آنکه به خط راست حرکت کنند در مجاورت خورشید و در اثر نیرو ی گرانشی آن خم می شوند و به صورت منحنی در می آیند. یعنی ما وضع ستاره ها را کمی بالاتر از محل واقعیش میبینیم.ماهیت تمام پیروزیهای نظریه نسبیت عام آلبرت انیشتین نجومی بود ولی دانشمندان حسرت می کشیدند که ای کاش راهی برای امتحان آن در آزمایشگاه داشتند.ـ نظریه آلبرت انیشتین به ماده به صورت بسته متراکمی از انرژی نگاه می کرد به همین خاطر می گفت که این دو به هم تبدیل پذیرند یعنی ماده به انرژی و انرژی به ماده تبدیل می شود. E = mc²دانشمندان به ناگاه جواب بسیاری از سؤالها را یافتند. پدیده رادیواکتیو ی به راحتی توسط این معادله توجیه شد. کم کم دانشمندان متوجه شدند که هر ذره مادی یک پادماده مساوی خود دارد و در اینجا بود که ماده و انرژی غیر قابل تفکیک شدند.تا اینکه آلبرت انیشتین طی نامه ای به رئیس جمهور آمریکا نوشت که می توان ماده را به انرژی تبدیل کنیم و یک بمب اتمی درست کنیم و آمریکا دستور تأسیس سازمان عظیمی را داد تا به بمب اتمی دست پیدا کند. برای شکافت هسته اتم اورانیوم 235 انتخاب شد. اورانیوم عنصری است که در پوسته زمین بسیار زیاد است. تقریباً 2 گرم در هر تن سنگ! یعنی از طلا چهارصد مرتبه فراوانتر است اما خیلی پراکنده.در سال 1945 مقدار کافی برای ساخت بمب جمـع شـده بود و ایـن کار یعنی ساختن بمب در آزمایشگاهــی در « لوس آلاموس » به سرپرستی فیزیکدان آمریکایی «رابرت اوپنهایمر» صورت گرفت. آزمودن چنین وسیله ای در مقیاس کوچک ناممکن بود. بمب یا باید بالای اندازه بحرانی باشد یا اصلاً نباشد و در نتیجه اولین بمب برای آزمایش منفجر شد. در ساعت 5/5 صبح روز 16 ژوئیه 1945 برابر با 25 تیرماه 1324 و نیرو ی انفجاری برابر 20 هزار تنT.N.T آزاد کرده دو بمب دیگر هم تهیه شد. یکی بمب اورانیوم بنام پسرک با سه متر و 60 سانتیمتر طول و به وزن 5/4 تن و دیگری مرد چاق که پلوتونیم هم داشت. اولی روی هیروشیما و دومی روی ناکازاکی در ژاپن انداخته شد. صبح روز 16 اوت 1945 در ساعت 10 و ده دقیقه صبح شهر هیروشیما با یک انفجار اتمی به خاک و خون کشیده شد. با بمباران هیروشیما جهان ناگهان به خود آمد، 160000 کشته در یک روز وجدان خفته فیزیکدان ها بیدارر شد! « اوپنهایمر» مسئول پروژه بمب و دیگران از شدت عذاب وجدان لب به اعتراض گشودند و به زندان افتادند. آلبرت انیشتین اعلام کرد که اگر روزی بخواهم دوباره به دنیا بیایم دوست دارم یک لولهکش بشوم نه یک دانشمند!
1- بيگ بنگ : آيا واقعاً بيگ بنگ نخستين تكينگى بوده است ؟
* * * * * * * * *
2- قبل از بيگ بنگ چه رخ داده است : اگر تا ابد با زمان به عقب برگرديم آيا همچنان شاهد وقايع و رخدادهاى خواهيم بود كه درطول عمرعالم اتفاق افتاده است. يا نه ، جهان داراى يك عمرمتناهى با آغازى مشخص است. و بيگ بنگ در حقيقت نقطه شروع زمان به حساب مى آيد و قبل از آن هيچ چيز نبوده است؟
* * * * * * * * *
3- فضا ? زمان : آيا آن گونه كه ادعا مى شود ، جهان از 4 بعد ساخته شده است؟، سه بعد فضا و يك بعد زمان؟ اگر چنين است چرا بايد جهان در 4 بعد ظاهر شود ؟
* * * * * * * * *
4- جهان از نظر وسعت و اندازه : آيا وسعت فضاى جهان بى نهايت است؟ توپولوژى يا وضعيت جغرافياى فضاى عالم چگونه است؟
* * * * * * * * *
5- نظريۀ كوانتومى گرانش : چقدر مى توان نظريۀ مكانيك كوانتومى را با نسبيت عام ادغام كرد كه منجر به پيدايش نظريۀ كوانتومى گرانش شود ؟ آيا مى توان اين نظريه را آزمود؟ در صورت تدوين تئورى كوانتومى گرانش چقدر اين تئورى مى تواند در توضيح و تشريح منشاء و مبداء خلقت كائنات ما را يارى دهد؟
* * * * * * * * *
6- توانايى علم فيزيك : چگونه فيزيك مى تواند ناهمخوانى بزرگ بين مقياس بسيار عظيم گرانشى و مقياس جرمى فوق العاده ناچيز ذرات بنيادى را تشريح كند؟
* * * * * * * * *
7- آنتروپى و زمان: چرا هرچه به گذشته برمى گرديم بى نظمى و آنتروپى جهان كمتر مى شود، با اين وجود آيا قانون دوم ترموديناميك مى تواند تفاوت چشمگير بين گذشته و آيندۀ عالم را توضيح دهد؟
* * * * * * * * *
8- مادۀ تاريك: مادۀ تاريك چيست ؟ و چگونه بوجود آمده است ؟ آيا وجود و پيدايش آن را مى توان مربوط به ابر تقارن دانست؟
* * * * * * * * *
9- انرژى تاريك: چرا آن گونه كه ما مشاهده مى كنيم انبساط جهان اينگونه سريع و شتابان است ؟ آيا ما انتقال به قرمز را بطور كامل فهميده ايم ؟ در اين صورت انرژى تاريك داراى چه ماهيتى است كه نيروى محركه را براى اين انبساط شتابان فراهم مى كند ؟ آيا واقعاً انرژى تاريك تمام عالم را پر كرده است؟ منشاء آن چه مى تواند باشد؟
* * * * * * * * *
10- نظريۀ تورم: چرا جهان در مقياس بزرگ اينچنين تقريباً، نه كاملاً، يكنواخت و همگن به نظر مى رسد آيا واقعاً اين نتييجۀ يك دورۀ تورمى است كه جهان در نخستين لحظات پيدايش خود سريعاً پشت سر گذرانيده است؟ آيا نظريۀ تورمى جهان درست است ؟ اگر اينچنين است جزئيات اين دوره از سرگذشت جهان چيست ؟
* * * * * * * * *
11- سياه چال ها : آيا براستى سياه چال ها وجود دارند ؟ آيا آنگونه كه هاوكينگ ادعا دارد آنها انرژى تابش مى كنند و تبخير مى شوند؟ آيا سياه چال ها بجز از قوانين پايستگى انرژى ، اندازه حركت ، اندازه حركت زاويه ايى ، و بار الكتريكى از ساير قوانين پايستگى تخطى مى كنند ؟ برسر اطلاعاتى كه در درون اين حفره هاى اسرار آميز بدام مى افتند چه روى مى دهد ؟ راه حل پارادوكس "اطلاعات حفرۀ سياه" چيست ؟
* * * * * * * * *
12- پرتو هاى كيهانى : منشاء و ماهيت پرتو هاى پر انرژى كيهانى چيست ؟
* * * * * * * * *
13- امواج گرانشى: آيا با قاطعيت مى توان از وجود امواج گرانشى دفاع كرد ؟اگر چنين است جزئيات اين امواج چيست و چقدر اين امواج مى توانند آگاهى ما را نسبت به ماهيت جهان افزايش دهند.؟آيا امكان دارد موفق به ساخت دستگاهى شويم كه بتواند امواج گرانشى را آشكار سازى كند؟
* * * * * * * * *
14- ستاره ها : اولين ستاره چه وقت شروع به درخشيدن كرد و چرا همۀ ستارگان به هم شبيه هستند؟
* * * * * * * * *
15- مسافرت در زمان: آيا مسافرت در زمان از نظر تئوريك امكان پذير است ؟ از لحاظ تجربى و عملى چه؟ اگر اين امر امكان پذير باشد چه كسى از ما حاضر مى شود اين پارادوكس مسافرت زمان را عملى سازد ، به گذشته سفركند و پدر بزرگ خود را بكشد و دوباره به زمان حال برگردد؟
* * * * * * * * *
16- ثابت كيهاني : چرا مقدار ثابت كيها نى مقدارى بسيار كوچك است كه هرگز به صفر نمى رسد ؟ چرا آن گونه كه تئورى كوانتومى ميدان پيش بينى مى كند مقدار آن خيلى بزرگ نيست ، يا آن گونه كه ابر تقارن پيش بينى مى كند مقدار آن برابربا صفر نيست ؟
* * * * * * * * *
17- جهان و پايان آن: سرانجام جهان چيست ؟ آيا جهان در خود فرو خواهد ريخت ؟ يا براى هميشه به انبساط خود ادامه خواهد داد ؟ و يا سرنوشتى ديگر ممكن است در انتظار جهان باشد ؟
* * * * * * * * *
18-كهكشان ها :چرا كهكشان ها توده وار و به صورت رشته اى در فضا توزيع شده اند؟
* * * * * * * * *
19- جرم و گرانش: چرا جرم گرانشى كهكشان ها بيشتر از تمامى جرمى است كه ما قادر به ديدن آن هستيم؟ آيا اين مربوط به مادۀ تاريك است؟ ماده اى مرموز و ناشناخته؟ آيا اين مشكل نمىتواند ناشى از برداشت ما از گرانش باشد ؟ شما چه فكر مى كنيد ؟
* * * * * * * * *
20- طبيعت و ابرتقارن : آيا ابرتقارن يك تقارن طبيعى است ؟ در اين صورت چگونه اين ابر تقارن شكسته شده است ؟ و چرا؟ آيا ابرتقارن مى تواند ذرات جديدى پيش بينى كند كه بتوان آنها را آشكار سازى كرد؟

هفته و روز جهانی نجوم در سال 1386 با تلاشهای شاخه آماتوری انجمن نجوم ايران و گروه ها و مراکز نجوم سراسر کشور با موفقيت چشمگير انجام شد. با توجه به موقعيت ويژه شهر تهران، جمعيت ساکن در اين شهر و تاثير آن در اطلاع رسانی، تلاش شد برنامه با شکوه ويژه ای اجرا شود
در تهران مراکز مختلفی ميزبان برنامه های روز نجوم بودند اما برنامه متمرکز و وسيعی در پارک ملت، يکی از بزرگترين و پر رفت و آمدترين پارکهای شهر تهران تدارک ديده شد. با هماهنگی های انجام شده اين برنامه به صورت برنامه مشترک انجمن نجوم ايران و معاونت اجتماعی و فرهنگی شهرداری منطقه 3 تهران اجرا شد. اطلاع رسانی اين برنامه علاوه بر رسانه ها به صورت نصب بنر در سطح شهر, بر روی اتوبوسهای شرکت واحد، پايانه های مسافربری بين شهری، ايستگاه راه آهن و ترمينالهای فرودگاه مهرآباد انجام شد
در برگزاری اين برنامه علاوه بر معاونت اجتماعی فرهنگی شهرداری منطقه 3 تهران، ماهنامه نجوم، سازمان فضايي، گروه مشورتی جوان شهردار تهران،مرکز تحقيقات سياست علمی کشور،صدا وسيمای جمهوری اسلامی ايران به ويژه شبکه 4 سيما، هلال احمر منطقه 6 تهران، روابط عمومی شرکت واحد اتوبوسرانی و روابط عمومی پايانه های مسافربری بين شهری، روابط عمومی راه آهن تهران و روابط عمومی فرودگاه مهرآباد مشارکت داشتند. اجرای برنامه ها و برگزاری غرفه ها با تلاش هيئت دبيران شاخه آماتوری انجمن نجوم ايران، گروه برگزار کننده باشگاه نجوم تهران، ماهنامه نجوم، سازمان فضايي ايران، گروه غير حرفه ای رؤيت هلال، فرهنگنامه کودکان و نوجوانان، دانشجويان دانشگاه های صنعتی شريف، خواجه نصيرالدين طوسی، واحد علوم و تحقيقات دانشگاه آزاد، فروشگاه آسمان شب، دانش آموزان دبيرستانهای نرجس، نوآور، حنان، شکوفه و دانشجويان هنر و معماری دانشگاه تهران، گروه کوهنوردی سايپا و افراد علاقمند به همکاری با انجمن نجوم ايران، انجام شد. فعاليت های اجرايي را نيز گروه برگزار کننده باشگاه نجوم تهران به بهترين نحو انجام دادند
برنامه ها شامل سه بخش غرفه های بزرگسالان و کودکان، سخنرانی ها و نمايش اسلايد و رصد بود. در بخش رصدی 12 تلسکوپ 8 اينچ تا 5/2 اينچ و 2 دوربين دوچشمی 100*25 فعال بودند که از 10 صبح تا بعدازظهر به رصد خورشيد، پس از آن تا غروب به رصد ماه و پس از غروب تا 10 شب به رصد سيارات پرداختند. علاوه بر رصد مستقيم، به وسيله يک چشمی الکترونيک متصل به تلسکوپ 8 اينچی کاسگرين، تصاوير رصدی برای همگان پخش می شد
سخنرانی ها ساعت 3:30 بعدازظهر با صحبت های آقای شهرام يزدان پناه مدير روابط عمومی سازمان فضايي ايران آغاز شد و سپس با سخنرانی آقای بابک امين تفرشی، آقای محسن ايرجی، آقای دکتر وصالی، آقای پوريا ناظمی در مورد جزئيات دنيای نجوم ادامه يافت. پرطرفدارترين بخش برنامه، پرسش و پاسخ با حضور آقای محسن قاضی ميرسعيد رکورددار رؤيت هلال، آقای ناظمی، آقای ايرجی، دکتر وصالی( مدير شاخه آماتوری انجمن نجوم ايران ) و فاطمه عظيم لو ( دبير برگزاری روز نجوم ) و قسمت پخش اسلايدهای آسمان شب آقای اوشين دانيلی زاکاريان بود
گسترده ترين بخش برنامه ها، غرفه ها بوند. با توجه به شرايط آب و هوايي و با همکاری معاونت اجتماعی و فرهنگی شهرداری منطقه 3 تهران، 46 غرفه به صورت چادرهای نمايشگاهی برپا شد. در محل سخنرانی هم چادر نمايشگاهی موقت بر روی سن نصب شد. تعدادی از غرفه ها نيز در فضای آزاد برپا شدند. فرم ها شامل موارد متنوع زير بودند
3و2و1 . مشاهير نجوم: در اين غرفه علاقمندان به نجوم و دانشجويان تاريخ نجوم با گريم مناسب و پوشيدن لباسهايي که با همکاری شهرک سينمايي غزالی و تالار وحدت تهيه شده بود به معرفی مشاهير نجوم ايران و جهان از جمله ابوريحان بيرونی، خيام، خواجه نصيرالدين طوسی، ابعلی سينا، عبالرحمن صوفی، خوارزمی، هالی، کپلر، گاليله، نيوتن، بطلميس، تيکوبراهه و .... پرداختند. همچنين در اين غرفه مدل ابزارهای نجومی کهن مانند ذات حلق، ربع، اسطرلاب و .... معرفی می شدند
4. مدلهای تاريخی عالم: در اين غرفه ها مدلهايي مانند منظومه کپرنيکی، تصورات اسطوره های با ساخت مدل و نمايش پوستر شرح داده شدند
5. دايره البروج: توضيح دايره البروج با دو مدل کوچک و بزرگ از دايره البروج
6. معرفی ابزارهای قديمی مانند ربع( مدل بزرگ ربع )، ذات حلق، زاويه سنج، اسطرلاب و .... .
7. ساخت ساعت آفتابی: شرح نحوه ساخت ساعتهای آفتابی
8. معرفی انواع ساعت های آفتابی
9. گردونه بزرگ آسمان و معرفی صورت های فلکی
10. نجوم راديويي، معرفی ابزارهای راديويي آماتوری و حرفه ای
11. معرفی ابزارهای رصدی و نحوه کار آنها
12. آموزش ساخت تلسکوپ بازتابی
14و13. معرفی ابزار حرفه ای
15. معرفی تقويم ها و تاريخ نگاری
16. معرفی ماه و رؤيت هلال
17. آلودگی نوری و آلودگی هوا و بررسی روشهای کاهش اين آلودگی
18. معرفی مقاله های نجومی در فرهنگنامه کودکان و نوجوانان
19. معرفی محصولات نجومی و ماهنامه نجوم
20. معرفی فعاليت های انجمن نجوم ايران و رقابت های رصدی
22و21. معرفی سازمان فضايي ايران
23. سفرهای فضايي
24. فضانوردی و تکنولوژی فضايي و تاثير آن در زندگی بشر
25. ماکت ماهواره ها، شاتلها و موشکها
26. معرفی شاخه هوا فضا
27. بدفهمی های نجومی و بشقاب پرنده ها
28. معرفی مريخ و شبيه سازی فضای سياره سرخ و ماکتهای مريخ نوردها
29. معرفی سيارات منظومه شمسی و شرح مشخصات آنها
30. ماکت منظومه شمسی با ابعاد واقعی
31. دنباله دارها، شهابها و بارشهای شهابی و شناخت شهاب سنگها
32. محاسبه سن و وزن در سيارات ديگر منظومه شمسی
33. پرسش و پاسخ توسط کارشناسان
34. ستارگان- تولد، تحول و مرگ آنها
35. معرفی اجرام غيرستاره ای- سحابی ها، کهکشان ها و خوشه های ستاره ای
36. معرفی و آموزش عکاسی نجومی
37. طرح های نجومی و معرفی نقاشی های نجومی مشهور جهان
38. شرح اصطلاحات نجومی مانند مقارنه، مقابله، حرکت رجوعی و .....
39. طيف و نور
40. کيهان شناسی- معرفی مدل مهبانگ و تحول عالم، معرفی ابعاد در عالم
41. پخش 2000 شاخه گل توسط گروه مشورتی جوان شهردار تهران
42. نقاشی کودکان
43. بازی های نجومی
44. نقاشی روی صورت و گريم کودکان
45. شعر وسرود برای کودکان
46. ساخت احجام نجومی با گل و خمير برای کودکان
در خارج از چادرها نيز غرفه های زير برپا بود:
47. پياده روی منظومه شمسی
48. کمپ نجومی برای نشان دادن ابزارهايي که در يک سفر نجومی به کار گرفته می شود
49. اسطوره ها و صورتهای فلکی
50. غرفه بسيار بزرگ و طولانی بناهای نجومی و تاريخ نجوم : در اين غرفه تاريخ نجوم بر روی پارچه ای به طول 30 متر نقش بسته بود و بناهای نجومی از گذشته تا کنون به صورت ماکتهای بزرگ بر روی پارچه قرار گرفته بود. مسابقه ای نيز به همت سازمان فضايي ايران برگزار شد که جايزه آن که تلسکوپ 4 اينچ بود، به قيد قرعه به برنده اهدا شد
همچنين فردی با پوشيدن لباس آدم فضايي تخيلی در مورد هوش فرازمينی با مردم صحبت می کرد. حضور گزارشگران رسانه های مختلف، به ويژه شبکه1، 4 و 5 سيما و پخش زنده مراسم از شبکه 4 سيما هم جلوه خاصی به برنامه ها داده بود. هزاران نفر در اين برنامه ها شرکت داشتند و پس از پايان يافتن برنامه ها نيز مردم حاضر به ترک محل نبودند و اصرار داشتند که برنامه ها ادامه پيدا کند
برنامه های ويژه هفته نجوم
در هفته نجوم علاوه برياری مدارس در برگزاری نمايشگاه ها و سمينارهای دانش آموزی، برنامه هايي برای افرادی که قادر به حضور در پارک ملت نيستند، ترتيب داده شد. برنامه ای رصدی برای جوانان، نوجوانان و کودکان کانون اصلاح و تربيت اجرا شد که بسيار مورد توجه مسئولان و مخاطبان برنامه قرار گرفت. اجرای چنين برنامه هايي در ايجاد انگيزه برای ادامه زندگی سالم در جوانان بسيار مفيد است و تا پايان سال نيز ادامه خواهد يافت. اجرای برنامه برای مراکز بهزيستی به دليل شرايط نامساعد جوی، به بعد از هفته نجوم موکول شد.
برنامه ويژه جشنواره وبگاهها و وبلاگهای نجومی:
به مناسبت هفته نجوم، به همت روابط عمومی سازمان فضايي ايران و با همکاری شاخه آماتوری انجمن نجوم ايران، جشنواره ای برای معرفی و تشويق دارندگان وبگاه و نويسندگان وبلاگهای نجومی به زبان فارسی، برگزار شد. پس از فراخوان که توسط برنامه آسمان شب، وبگاه انجمن نجوم ايران و رسانه ها اعلام شد، بيش از 80 وبگاه و وبلاگ در اين برنامه به ثبت رسيدند. نتايج جشنواره طی برنامه باشکوهی که در سالن اجتماعات سازمان فضايي ايران برگزار شد، اعلام شد.
در اين برنامه آقای شهرام يزدان پناه، مدير روابط عمومی سازمان فضايي ايران، آقای هنرپرور مدير پرشين بلاگ، آقای ناظمی عضو هيئت دبيران شاخه آماتوری انجمن نجوم ايران، خانم تابشيان مسئول گروه نجوم سازمان فضايي ايران و آقای مهندس طالب زاده رئيس سازمان فضايي ايران، درباره لزوم ترويج علم و جايگاه وبگاه ها در اطلاع رسانی صحبت کردند. در پايان با حضور اين افراد و آقای دکتر وصالی مدير شاخه آماتوری انجمن نجوم ايران و آقای حجه الاسلام اصفهانی از مرکز پژوهشهای فلکی قم به برگزيدگان جوايزی اهدا شد.
برگزيدگان جشنواره به شرح زير اعلام شدند:
خشايار معروفی، اشکان زارعی و شهريار احمدی، نفرات اول تا سوم وبلاگ نويسی- محمد رحيمی ( مدير وبگاه پارس اسکای ) و خسرو جعفری زاده، نفرات اول و دوم وبگاه های نجومی - عليرضا سيف، طاها قرچکانلو، پيام شريعت و آرش خانبانی- نفرات سوم وبگاه های نجومی